دردونه
ديروز را سوزانديم براي امروز ! امروزمان را گذرانديم براي فردا و فردايمان ديروزي ديگراست !!!
خیلی ازت بدم میاد...خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرشو کنی...بد بختی...تنهاییییی.....کمبود محبت داری....خیلی خری...نقطه ضعف گیر آوردی ولی بدون من به تو یکی نقطه ضعف نشون نمی دم.... و اما تو...خیلی دوست دارم....بیشتر از اون چیزی که فکرشو کنی...خیلی خیلی مهربونی.....خیلی ساده و بی چیله پیله.... و اما تو خیلی خودتو باور داری...خیلی هم خشک و بی جنبه ای ....تو هم کمبود محبت داری...یادت باشه منو به کی فروختی... واما تو خیلی رکی...ولی دوست دارم.... تو یکی دیگه خفه شو... زشت و....من نمی دونم تو چی داری که اون پسر بدبخت عاشقثه....گند دماغ... تو رو نمی دونم دوست دارم یا نه اما به نظر میاد آدم بدی نباشی..... ووووووووووووو امااااااااااااااااااااا تو نمی دونم چی بگم در موردت... اما خیلی بی معرفتی... الان که اینارو نوشتم نظرمو راجع به تک تک آدمایی که توی همین لحظه توی ذهنم اومدن نوشتم...عمرا اگه بفهمین هر جمله مربوط به کیه/// و اما نظرم راجع به خودم خیلی خری خیلی خیلی ...و خیلی هم خودتو باو.ر داری که اینقدر صریح راجع به بقیه قضاوت می کنی ...خیلی هم بیکار تشریف داری... ااااااااااااااااااااه....خیلی پست مسخره ای شد به بزرگیه خودتون ببخشید.... راستی یکی یادم رفت////ای کاش من جای تو بودم....... راستشو بخواین حوصله ندارم انشا بنویسم ولی خیلی دلم میخواد بنویسم.... از نظر من نفرت انگیز ترین آدمای روی زمین اونایی هستن که سعی می کنن هوای خودشونو داشته باشن چه جلوی خودشون یا حتی چه جلوی بقیه....سعی می کنن نسبت به عقایدی که بهشون تحمیل شده و خواسته یا نخواسته مجبورن بپذیرنش ابراز علاقه کنن...اما در صورتی که خودشون بهتر از هر کس دیگه ای می دونن قضیه از چه قراره و یا بهتر بگم آب ندیدن و گرنه شناگر ماهری هستن و زمینه ای هم برای دیدن آب ندارن و یا حتی اگه داشته باشن جرئت شنا کردن ندارن و یا حتی اگه جرئتشو داشته باشن..... نمی دونم فهمیدیدن چی گفتم یا نه اما اگه یکم دقیق تر بخونین و بفکرین متوجه منظورم میشین... پ ن:از همه ی شما بازدید کنندگان عزیز خواهش می کنم این مطلبو به خودتون نگیرین چون بنده این عقیده رو از سال اول ابتدایی داشتم اما هیچ وقت به ذهنم نرسید تو وبم بذارمش. پ ن۱:این نظر من بود و شما هم باید قبولش کنید چون من دوست دارم نظرمو بهتون تحمیل کنم....چی کار کنم دیگه دست خودم نیست پ ن۲:اصلا یکی نیست به من بگه تو اول ابتدایی تلویزیون رو بلد نبودی روشن کنی چه برسه به این که وب داشته باشی.... پ ن۳:یکی دیگه نیست به من بگه تو اول ابتدایی سواد نوشتن داشتی که بتونی اینارو بنویسی.... پ ن۴:پس نتیجه میگیریم که من تو روز روشن دروغ گفتم چون من این عقیده رو از ۱۱ سالگی داشتم.... در مرام تو وفاداري نبود **در دلت انگيزۀ ياري نبود همیشه از آدمایی که فخر میفروشن به چیزایی که ندارن بدم میومد....الان که داشتم فکر می کردم دیدم از همه باید بدم بیاد... از همه... حتی از خودم شاید بیشتر ....هر کدوم از ما داریم یه جوری رفتار می کنیم که خودمون نیستیم...جوری رفتار می کنیم که مقبول و محبوب باشیم....ولی یکم که فکر می کنم میبینم به درک که بقیه خوششون بیاد یا نیاد.. ارزششو نداره....خودت باش....مگه چی میشه که بقیه بگن خوشگل....چی میشه بگن باهوش....چی میشه بگن خانوم.....چی میشه بگن دوست داشتنی....چی میشه بگن جذاب....چی میشه اگه توجه همه رو به خودت جلب کنی....اینا چیزای خوبیه و اگه کسی واقعا این خصوصیات رو داشته باشه یه آدم ایده آلِ اما داشتن اینا به طور طبیعی خیلی قشنگ تره تا تظاهرش....تمام فکر و ذهنتو مشغول کن و از جون و دل مایه بذار تا محبوب باشی....در صورتی که به خاطر خودت میخوای محبوب باشی نه به خاطر بقیه....چه ارزشی داره؟؟؟ ولی الان همه دنبال این چیزا هستیم...من...تو...همه...همه دنبال اینیم که به هر صورتی هست ابراز وجود کنیم...من هستم...چشاتو باز کن.....به من نگاه کن....چرا نمی شنوی؟! بلند تر می گم.... منم هستم...........به حرفام گوش بده....که چی ؟؟؟مهمی ؟؟؟؟من اگه با همه چیز مخالفت کنم....اگه تو همه ی مسائل دنبال یه تناقض باشم....اگه متفاوت ترین لباسارو بپوشم وخیابونارو وجب کنم....اگه آرتیست بازی دربیارم....اگه شب چهارشنبه سوری خودمو با دست خودم بد بخت کنم....اگه هر ادا اصولی رو دربیارم....اینجوری همه توجهشون به من جلب میشه....همه به من فکر می کنن...همه منو میشناسن....خاک بر سر من...اینقدر آدم حقیر و بدبخت.....این راهش نیست.... من یه کلمه گفتم من از بچه های شیطون خوشم میاد چون اکثرا باهوشن....تا منو میبینه خاطرات کودکی خودشو و این که چقدر شیطون بوده رو تعریف می کنه...عزیز من اصلا تو باهوش تو انیشتین...اگه تو باهوش باشی خوب همه می فهمن دیگه نمی خواد اینجوری ثابت کنی.... فلانی به من گفت خیلی شبیه جسیکا آلبا هستی....یکی هم گفت شبیه هیلاری دافم....من که اصلا جدی نمی گیرم...بابا هیلاری کجا من کجا؟؟؟جسیکا...ای کاش از این شانسا داشتم.... دهنتو ببند....چون هم خودت میدونی هم من می دونم که داری برای عمه ت کلاس میذاری....ای آدم عاقل یکی گفته هیلاری یکی دیگه گفته جسیکا این دوتا ظاهرشون هیچ شباهتی به هم نداره پس یکی از این دوتا دروغ گفته و از اونجایی که من هر 3 تا تون رو دیدم هیچ شباهتی بین شماها نمی تونم پیدا کنم....عقده ایِ بدبخت....تو اصلا آنجلینا.....من یکی رول می کنی... اگه با یه نگاه اطرافیانمونوبرانداز کنیم از این موارد زیاد پیدا می کنیم...فقط قبلش یه نگاه به خودمون بندازیم.... پی نوشت:توی نوشته های من دنبال چیزی نگردین که به خودتون بر چسب بزنین....اگه جاهایی تند رفتم شرمنده.... مادر داماد: ببخشين، كبريت دارين؟ خانواده عروس: كبريت؟! كبريت براي چي؟! مادر داماد: والا پسرم مي خواست سيگار بكشه... خانواده عروس: پس داماد سيگاريه...؟! مادر داماد: سيگاري كه نه... والا مشروب خورده، بعد از مشروب سيگار ميچسبه... خانواده عروس: پس الكلي هم هست...؟! مادر داماد: الكلي كه نه... والا قمار بازي كرد، باخت! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره... خانواده عروس: پس قمارم بازي ميكنه...؟! مادر داماد: آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن... خانواده عروس: پس زندانم بوده...؟! مادر داماد: زندان كه نه... والا معتاد بوده، گرفتنش يه كمي بازداشتش كردن... خانواده عروس: پس معتادم بوده...؟! مادر داماد: آره... معتاد بود، بعد زنش لوش داد... خانواده عروس: زنش؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! نتيجه: هميشه موقع خواستگاري رفتن كبريت همراهتون داشته باشين...(هر چندجواب منفی میشنوین اما شما ها که اعتماد به نفس زیادی دارین) ۴ دخترجوانی وسط شهری ایستاده بود و ادعا می کرد که زیباترین قلب را در آن شهر دارد. جمعیت زیادی گرد آمدند. قلب او کاملا سالم بود و هیچ خدشه ای بر آن وارد نشده بود. پس همه تصدیق کردند که قلب او به راستی زیباترین قلبی است که تاکنون دیده اند. دختر در کمال افتخار ... با صدایی بلند تر به تعریف از قلب خود پرداخت. ناگهان پسری جلوی جمعیت آمد و گفت: اما قلب تو به زیبایی قلب من نیست. دختر و بقیه ی جمعیت به قلب پسرنگاه کردند. قلب او با قدرت تمام می تپید. قسمت هایی از قلب او برداشته شده و تکه هایی جایگزین آنها شده بود. اما آنها بدرستی جاهای خالی را پر نکرده بودند و گوشه هایی دندانه دندانه در قلب او دیده می شد. در بعضی نقاط شیارهای عمیقی وجود داشت که هیچ تکه ای آنها را پر نکرده بود. مردم با نگاهی خیره به او می نگریستند و با خود فکر می کردند این پسر چطور ادعا می کند که قلب زیباتری دارد دختر به قلب پسر اشاره کرد و با خنده گفت تو حتما شوخی می کنی قلبت را با قلب من مقایسه کن. قلب تو تنها مشتی زخم و خراش و بریدگی است پسر گفت:« درست است قلب تو سالم به نظر می رسد اما من هرگز قلبم را با قلب تو عوض نمی کنم. می دانی؟ هر کدام از این زخم ها نشانگر انسانی است که من عشقم را به او داده ام. من بخشی از قلبم را جدا کرده ام و به او بخشیده ام. گاهی او هم بخشی از قلب خود را به من داده که به جای آن تکه ی بخشیده شده قرار دادم. اما چون این تکه ها مثل هم نبوده اند گوشه هایی دندانه دندانه در قلبم دارم که برایم عزیزند. چرا که یادآور عشق میان دو انسان هستند. بعضی وقتها بخشی از قلبم را به کسانی بخشیده ام اما آنها چیزی از قلب خود به من نداده اند. اینها همین شیارهای عمیق هستند. گرچه دردآورند اما یادآور عشقی هستند که داشته ام. امیدوارم که آنها نیز روزی بازگردند و این شیار های عمیق را با تکه ای که من در انتظارش بوده ام پر کنند...حالا می بینی که زیبایی واقعی چیست؟» دختر بی هیچ سخنی ایستاد. در حالی که اشک از گونه هایش سرازیر بود به سمت پسر رفت. از قلب سالم خود تکه ای بیرون آورد و با دستهای لرزان به پسر تقدیم کرد. پسر آن را گرفت و در قلبش جای داد و بخشی از قلب زخمی خود را جای زخم قلب دختر گذاشت. دختر به قلبش نگاه کرد دیگر سالم نبود .... اما از همیشه زیباتر بود. عشق از قلب پسر به قلب او نفوذ کرده بود... بر گرفته از وبلاگ عشق بیکرانhttp://donydream.blogfa.com ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
جاي دل در سينه سنگي داشتي** در دل سنگت وفا جاري نبود
چشمها يت بر حقيقت بسته بود** در دو چشمت ميل بيداري نبود
دست هاي سرد تو خالي زمهر** از براي من مدد كاري نبود
گفته هايت بوي نفرت مي دهد** كار تو غير از دل آزاري نبود
مي تواني خوب باشي پس بكوش **بادۀ مهر و محبت را بنوش
كينه ها را از دل خود دور کن **همچو رود از چشمۀ معنا بجوش
گام در راه وفاداري گذار **در ره کین و حسد هرگز مكوش
همچو خاري تيغ بر قلبي مكن **گل شو و با خار وخس دیگر مجوش
نام خود را تا ابد« جاويد» كن **اين نصيحت از زبان من نيوش

































| Design By : Night Skin |



